من جهد همی کنم قضا گوید بیرون زکفایت تو کاری دگر است.

گفتی که ترا شوم مدار اندیشه

دل خوش کن و بر صبر مگمار اندیشه

کو صبر وچه دل کانچه دلش می خوانند

یک قطره خونست و هزار اندیشه



????? : | | ??????? : | ????? ()

مسلمانان مرا وقتی دلی بود

که با وی گفتمی گر مشکلی بود

دلی همدرد و مصلحت بین

که استظهار هر دلی بود



????? : | | ??????? : | ????? ()

گفتم خطا کردی و تدبیر نه این بود                     گفتا جه توان کرد که تقدیر چنین بود

گفتم که بسی خط خطا بر تو کشیدند               گفتا همه آن بود که بر لوح جبین بود

گفتم که چرا مهر تو ای ماه بگردید                    گفتا که فلک با من بد مهر بکین بود



????? : | | ??????? : | ????? ()

درباره وبلاگ

منو وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
لینک های ویژه
طراح قالب
امکانات وب